آدمی هنوز پی جُستن و زیستن
حکایتی دیرینه و رسمی پیشینه
هست آرزو نشان او
همه جا،همه کس پُر ز آواز آرزو
هدفها پنهان در راهروهای ذهن
تَنشها سرازیر ز شیب خودخواهی
من گمم دراین میان
بالی دارم زیبا به نام تنهایی
شکسته شد قفس تنگ بد خواهی،ز پَر زدن بال تنهایی
من گمم در کنج خانه ی فکر و شکیبایی
چنان پرسد لاله چرا خونینم
چنان پرسد نفسها را چرا گیرست
گویم تنهایی بالی ست ز بینایی
گمم در این کناره ی دورِ
فرو رفته در نزدیکیهای خموش
صدای نعره ی خودستاییها پیچید در این خاموش
کر کرد گوش وحدتهای دور و نزدیکم
آدمی هنوز جوید باز تعیش
زَنَد ساز خودبیانی را
چه ساده سِیر میشود رودِ فراموشی هایِ خودبیانی ها.
اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد))...ما را در سایت اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد)) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 182