بی کسی خورشید

خرید بک لینک

((بی کسیِ خورشید))

 

می و باده و شکوفه چه خوش است در کناری

مَگرم خیال باطل بَرَدم به پیشِ یاری

همه شب غریب و تنهاست دلِ بی قرار عاشق

نرسید نسیمِ الفت ز  کرانه ی بهاری

بنگر به این دل زار که خزیده کنجِ عزلت

چو شراره یی کشد سر ز امید انتظاری

فِکنَم نامه ی خویش به درون جوی پُر آب

که رساند از بر لطف به من جمال یاری

ز مکان خوب رویان خبر و نشانه ای نیست

که فُتاده در کویرم به خیالِ جویباری

بُرو از بَرَم تو ای غم که نخواهم آشنایی

که هزار غریبه خوشتر ز تو که فریبکاری

دل آسمان گرفتَ ست،ز بی کسیِ خورشید

افق و شفق رَمیدند ز مرگ غمگساری

چه خوش است باده و می به کنار رودِ جوشان

که هزار شکوفه خندد به دل امیدواری

مَنَم و غمِ درونم چو شراره یی به عالم

حامد ز غم سخن گوی که بر آرم اعتباری

اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد))...

ما را در سایت اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد)) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 201 تاريخ: شنبه 16 بهمن 1400 ساعت: 18:56

صفحه بندی