غم نشسته بر دلم ز اشک و شور عاشقی
هِق هِقه ی قلم بُوَد ز هور و شور عاشقی
ریخت ز من طراوتی به سطح دلنوازجان
تاخت دلم به هر طرف زِ نور و شور عاشقی
زِ راه و رسم عشق مپرس که آتش است در آن نشان
که هستیم به سوخت همی ز نور و سور عاشقی
ز برگ دفترم بپرس سکوت و راز عاشقی
که دفترم شکفته شد به شور و زور عاشقی
زمانه را ببین که هست نقش فراق دست او
ز هر کجا به چشم رسد رنگِ صبور عاشقی
تلخترین جسارت است کشتن دل به مقصدی
دست زمانه را ببین قاتل نور عاشقی
جان گداخته را مشد به لحظه ای طراوتی
دفتر عشق حکایتِ خون و سرور عاشقی
هر سُخنوری که سوخت رفت پیِ سرودن
حامد و یک جهان سخن ز لطف و شورِعاشقی
ما را در سایت اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد)) دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 265