شقایق جفا

خرید بک لینک
((شقایق جفا))
دردِ فراق دوسِتان از دل ما برون نرفت
تیغ زده شاه رگ و خون ز ما برون نرفت
این غزل و ترانه را میکنمش فدای تو
این شنو که درد ما از دل ما برون نرفت
آتش سرخ مَحرمِ سینه یِ داغ ما شده
مرهمِ التیام ما ز منظری درون نرفت
مرشد عاقلان پیر مسکن میکده گزید
منطق عقل کل رمید از دل عشق جنون نرفت
جنگ کمر به بسته است،رونقِ شهادتی ست
از مدد بلاکشان طاقت ما به چون نرفت
تاج وفایِ شاه شکست،روزیِ کاخ ما ببین
از برِ پاسبان شهر خون به جوی خون نرفت
حمله ی خشم و کین که هست رقص شقایقِ جفاست
سَد بلا عَلم شد و اندُه جیحون نرفت
جای ندامَتی ست هنوز در شب انتظار ما
دل به امید یاریی از بر ما به خون نرفت
دشت و کویرِ وحشتی خانه ی پُر صفای ماست
از برِ حامدِ پیر ظلمت شب برون نرفت
برچسبها: غزل
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 21:31 توسط alireza mehrparvar |
اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد))...

ما را در سایت اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد)) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 230 تاريخ: شنبه 14 مرداد 1396 ساعت: 7:15

صفحه بندی