تو آن موجی که بر خیزد به خود دارد هزاران دُر
من آن مرگم که پیش آید جهانی مرده خواهد شد
تو آن خاموشیِ مطلق میانِ جمع خورشیدی
که گر روزی شوی روشن جهانی زنده خواهد شد
بَرآرید از دلِ آتش همی فریاد،دلی دریا کنید پُر خون
که آشوبی شود بر پا که غمها خنده خواهد شد
من آن بَر هم زَنِ نقاش،کشم نقشِ تقصیری
که تیرم از کمان افتد هزاران فتنه خواهد شد
دلی شویید ز اندوههایِ حسرت خیز
بِبَندید دل به طوفانی که آرام بنده خواهد شد
کنید زنده جهان خویش به ترفندهایِ گوناگون
شوید باران به هر سویی هزاران خنده خواهد شد
اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد))...
ما را در سایت اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد)) دنبال میکنید
برچسب: جمع کننده خورشیدی,جمع کننده ی خورشیدی,جمع کننده های خورشیدی, نویسنده: بازدید: 245