شعر ناب و خاص چیست؟

خرید بک لینک

شعر تلفیقِ زمان و مکان است در شرایطی گوناگون و تغیر پذیر؛ و در ماهیت خود ترکیب و تکمیلی از هنرهای گوناگون مانند موسیقی،نقاشی و ....شعر خوب و ناب شعریست که با ابزار اصلی خود یعنی ایماژ و تصویر و خیال که خودِ اینها در نظام خویش از اجزا و زیر مجموعه های دیگری مانندِ تشبیه،استعاره،کنایه،و بیان مطلب در رمز و رموز که برای به کار گیری ذهن و قدرتِ تفکرِ مخاطب مورد استفاده است پدیدار می شوند؛تا در دگرگونیِ واقعیت در ماهیتِ مستقلِ خود تفکر و ایده ای را به حرکت و تکاپو در آورند و این امر با بیان و بازنمایی پدیده های جهان پیرامون و عادت وار و واقعیتِ اصلی زندگی هویدا نمی شود؛یعنی شعر هنری نیست که جهانِ اصلی و روزمزه ی انسان را در همان مسیرِ واقعیِ خویش به تصویر بکشد و با تکرار مسائل عامیانه و روزمره در کلامی آهنگین مفاهیمی را بیان کند.در واقع شعر هنری است که با شخصیت خود عادات و واقعیتِ حیات بشری را دگرگون می کند؛و با به هم ریختن ایده و تفکر و ذهنِ یکنواختِ مخاطب قدرت اندیشیدن و کسب لذت را به تکاپو در می آورد.پس شعر تجربه ی زیستنِ روزمره انسانی نیست؛بلکه هنریست که با به هم ریختن واقعیت و تجربه های روزمرگی و به تصویر کشیدن حقیقت درونیِ احساسات و تفکرات و ایدها و آشنایی زدایی و عادت زدایی خلاقیت و تکاپو را بوجود می آورد؛ و به نوعی رسیدن به نقطه ی انتخاب و آزادی را نسبت به خیر و شر یا دیگر جوانب حیات هستی باز می کند؛و در از هم گستگیِ و بی نظمیِ درون و بیرونِ جهانِ انسانی کوشا می شود و باعث تغیر در ایده و روان بشری شده؛تا انسان نسبت به حقیقت هستی جهان خویش به فعالیت و کوشیدن از راه تفکر به حرکت در آید.این موضوع که یک اثر هنری غیر از هنر شعر نیز اگر در ماهیت اصلی خود به چنین کمالی دست پیدا کند؛هنری جامع و کامل و ماندگار و همیشه زنده خواهد بود؛ یعنی به این توانایی دست پیدا کند که مخاطب خود را در کالبد تجربه یی اصلی و واقعیی که از قبل برای مخاطب اتفاق نه یفتاده بوده است؛با به تصویر کشیدن یک خیال خارج از کسوت عامیانه آن قرار دهد و با ایجاد رمزو رموز در بیان تصویر و مطلب خویش بتواند نیروی تفکر مخاطب را فعال و با بخشیدن لذتی مضاعف به شخص مخاطب خود را بیان کند.

شعر نوعی تجدد گرایی در واقعیت است؛که با ایماژها و تصاویرِ خود نوعی لذت و احساس را در مخاطب ایجاد می کند.و با انتقال تجربه یی جدید خود را در درون مخاطب به نمایش می گذارد.شعر جهان ارتباطات بینِ واقعیت،تجربه،خیال،تفکر است که با اثرات خود نیروی مکاشفه و تحقیق و حرکت و کسب شهودات را در بشر ایجاد می کند.

به گفته ی استاد بزرگوار((فرشاد فرشته حکمت))مستند ساز و استاد دانشگاه تهران)):به تعداد هر شعر ما زایش یک جهان جدید داریم)).

و یک اثر هنری ناب در هر رشته ی هنری،اثری است که درب جهانی نو را بر روی مخاطب خویش باز کند و تفکر و تجربه های پیشین و ایده های از قبل او را دگرگون ساخته و او را به نقطه ی آزادی و رهایی و انتخاب در اوج تناقض و ضدیت بین سیاهی و سفیدی یا روشنی و تاریکی یا خیر و شر قرار دهد و در این نقطه است که کمال و پیشرفت شکل می گیرد.یعنی بعد از قرار گرفتن انسان در نقطه آزادی و رهایی و انتخاب در چکاد تناقض دگرگونی هویدا می شود که کمالی را در پیشرو و پیش می آورد و حرکت صعودی را در ذات بشری خلق می کند.

به قول استاد شفیعی کدکنی:((شعر حادثه یی در زبان است))؛ که با عادت زادیی و آشنا زدایی به کمک خیال و رویا انسان را با جهانی جدید روبرو می کند؛که در واقع رویا و خیال نیز خود شامل جهان هستی بشری هستند که در گونه های متفاوت ذهنی و هنری پدیدار می شوند.

شعر با انتقال تصویر و ماهیت اصلی خود ما را با تجربه هایی نو از جهانی دیگر آشنا می کند و با هنر بیان شخصیت خویش که بوسیله شاعر شکل می گیرد اتفاقاتی را که در مسیر عادی زندگی به صورت یکنواخت و گویی مرده کسب میکنیم و ساده از کنارشان میگذریم همراه با لذتی که از موسیقی و تصویری که در درون شعر هست به ما انتقال می دهد و ما را غافلگیر کرده و قدرت هوش و اندیشه ی ما را در اتفاقی جدید به تکاپو می اندازد؛که با جهان روزمره و همیشگی ما بسیار متفاوت است.شعر خوب و کامل از نظر سیستم زیبا شناسی و هنری، شعری است که با بر هم زدن عادت ها و یکنواختی ها ما را در یک شگفت زدگی همراه با لذت قرار دهد.

پس شعر خوب و ناب با ایجاد شگفتی نوعی زایش و آفرینش را در تفکر و روان مخاطب باید خلق کند؛و شامل عوامل جزئی و کلی و وحدت و تجرد نیز باید باشد؛در مفهومِ شرح این موضوع چنین توضیح داده می شود؛مخاطب در برخورد با شعر کامل که دارای شخصیتی با تمام توضیحات تفسیر شده در متن این کلام بیان شد تا این سطر،در کنار لذت بردن؛البته نسبت به معلومات و اطلاعات خود نسبت به کمال انسانی در جهان پیرامون خویش که شامل علومِ مختلف است به نکات انتزاعی شعر و ادراکات جامع شعر پی ببرد.و دریچه های متعددی نسبت به جزء و کل و وحدت و تجرد در خود نهفته داشته باشد که این موضوع در نهایت کوشش و تحصیل مخاطب کسب می شود.و با دریچه های موجود در نظام کلی آن شعر به سمتِ جهانهایی نو که در موقعیتِ درونی تلفیق شده ی انسانی با پیرامون هستی دارد رهنمون شود.البته هر کس نسبت به معلومات و دانسته های غریزی که در ذات بشر به صورت جبری نهفته هست یعنی همان استعدادها و... و تحصیلاتی که از محیط زندگی به صورت اوتوماتیک در طی عمر کسب می کند و با قدرت اختیار و کوشش خود نسبت به علوم دیگر بشری از جزء و کلِ وجوه مختلف این چنین شعری بهرِ ببرد و به نقطه یی از آزادی و رهایی و تناقض که ابزار تکامل و خلقت است برسد که بعد از آن نوعی کمال در پیش رو دارد.حال برای مثال نمونه ای از چنین اشعار که بهترین و کامل ترین تفسیر کننده موضوع قابل بحث این متن است؛ به اشعار خواجه ی شیراز((حافظ))می توان اشاره کرد.چون شعر حافظ دارای شخصیتی هویدا در جزء و کل و وحدت و تجرد است و در اوج تناقض و قرار دادن مخاطب در چکاد اختیار و انتخاب است و کاملا به موضوع بیان شده و شرح داده شده بابت شعر ناب و کامل که دارای نظام زیباشناسانه است؛غیر از موضوع التذاذ اثر هنری که جوهره ی هنرِ انسانیست به نکاتِ نیروهای درونی ذهن بشری توجه دارد؛مانند تفکر و جهد در کشفیات شهودی معنوی.

حال با این تفاسیر ما در صحنه ی ادبیات و دنیای شعر به عقیده بنده چه صحیح و چه نادرست دونوع شعر داریم.1ـ شعر عام و 2ـ شعر خاص،شعر عام شعریست که هیچ یک از موضوعات و مشخصه های شرح داده شده که در سطرهای فوق بیان شد را در خود ندارد.ولی شعر خاص شعریست که با تکنیک عادت زدایی و آشنا زدایی و با داشتن ایماژها و تصویرها که با نیروی عجیب و خلاق ذاتی شاعر که شامل استعدادها، تجربه ها،اتفاقات زیستی،احساسات،و تحصیلات ادبی در زمینه ی شعر و تفکرات است پدیدار می شود و در کنار التذاذ بخشیدن نوعی شگفتی را در مخاطب خود ایجاد می کند و با جهانی نو او را آشنا کرده و در محیط تجربه های جدید که با به هم ریختن واقعیت ها و تلفیق آنها با خیالات و خلق تصاویری جدید نسبت به جهان احساس و جهان روابط و دنیای پیرامون بشری که شامل معنویت و دیگر علوم کشفی است قرار می دهد و همین اوامر مخاطب را به سمت نقطه یی از تفکر و اندیشیدن می کشاند.

پس کار شعر خلق و ایجاد تفکر است؛البته در کنار بخشیدن لذت و آرامش که نقطه ی مشترک اثرات هنریست؛و نه پرداختن به شرح و توصیف اتفاقات ساده و روزمره ی تکراری و بیان تجربه های عامیانه و مکرر به همان شکل عادی و مرده خود در سطح جامعه بشری و به تصویر کشیدن حقایق طبیعی به صورت همانند گونه ی آنها.

با بیان این مطلب این موضوع بسیار مهم و حیاتی پیش می آید که هر مخاطب و هر فرد در مقابل روبرو شدن با یک اثر هنری مانند یک شعر و یا یک نقاشی و...خالق آن اثر را مورد استنطاق قرار دهد و از هنرمند در خواست مفهوم و معنی اثر هنری را طلب کند و با پرسیدن اینکه این اثر هنری چه مفهوم و معنی را می رساند وظیفه ی ((هنر))را که به کار انداختن ذهن و نیروی اندشیدن است را فلج می کند.چون یک اثر هنری ناب در خود مفاهیم جزی و کلی را نهفته دارد و از دریچه های بسیاری نسبت به جهان انسانی برخوردار است که هر مخاطب نسبت به دیدگاههای خود و داشته های شخصی به یکی از آن جزها و کلها و دریچه ها دست پیدا می کند و اگر مخاطب اثر هنری هنرمند را مورد استنطاق و باز جویی نسبت به درک معنی اثر قرار دهد؛هم از شوق و ذوقی که در رموز و اسرار اثر هنر وجود دارد کاسته است و هم اینکه دریچه های زیادی را در کشف و تفسیر اثر هنری نسبت به خود می بندد و همین امر باعث ایستای نیروی تفکر می شود.

به گفته ی استاد بزرگوار((فرشاد فرشته حکمت))استاد دانشگاه تهران و مستندساز، پُر خطا ترین پرسش جهان همین استنطاق از اثر هنریست.

چرا که شعر و هر اثرهنری ناب آفرینشش در ضمیر درونی نا خودآگاه هنرمند شکل می گیرد و نه تنها شعر بلکه هر اثر هنری ماندگار که دارای خصوصیات کامل نظام هنری و زیباشناسانه باشد در نیروی ناخودآگاه درونی هنرمند پایه ی اصلی آن بنیان گذاری می شود و در خیلی از آثار هنری به همین دلیل خود هنرمند از خیلی وجوه و دریچه های خلق شده در اثر خود بی خبر است چون مایه ی اصلی که باعث شکل گیری اثر شده از ضمیر ناخودآگاه هنرمند پایه ریزی شده است و به کمک نیروی خیال و ایجاد رمزو رموز و دگرگونی در واقعیت روزمره عادی نیروی مکاشفه ی انسانی را در کشف کمال و پیشرفت و کسب شعوراتی به حرکت در می آورد و چون این امر در به وجود آمدن آثار هنری ماندگار در سطح جامعه بشری ثابت شده است که آثار هنری ناب که تاثیراتی بر سطح جامعه بشری داشته و تاثیر خود را بر درون و پیرامون انسان در طول تاریخ گذاشته اند و همیشه این آثار زنده و ماندگارند و در طول زمان در هر مقطعی مخاطب را مجذوب می کنند و نیروی تفکر را تا مرز بی نهایت به حرکت در می آورند همه بدون پیش تفکر و بدون انگیزه ی خونمایی هنرمند از ضمیر درونی و ناخودآگاه هنرمند هویدا شده اند و به نوعی از یک سادگی و پاکی و بی خبری و بی معرفتی نسبت به خود بر خوردار هستند.

حال اگر شاعر یا خالق یک اثر هنری به تفسیر و شرح معنی اثر خود به بیش از اندازه به پردازد تمام اسرار و رموزه آن اثر از بین رفته و دیگر شگفتی برای مخاطب باقی نمی ماند و چون آثار هنری ماندگار و تاثیر گذار و ناب ریشه در ضمیر ناخودآگاه هنرمند دارد ممکن است خود خالق اثر هم از یک جنبه به کار هنری خویش که همان ارضاءاحساسات و تخلیه ی افکار است رسیده باشد و به دیگر جنبه های موجود در اثر هنری خویش که آفریده توجه یی نداشته باشد یا اصلا به دیگر جنبه ها و دریچه های موجود در اثر هنری خویش پی نبرده باشد و از یک دیدگاه به کار هنری خویش بنگرد و در نتیجه با تفسیر اثر هنری خویش باعث توقف کشفیات مخاطبان دیگر نیز به شود و در آخر تولدِ دریچه های مختلف در ذهن مخاطب نسبت به اثر هنری بسته می شود و در کنار این موضوع نیروی تفکر نیز از تکاپو باز می ایستد و در همین جا وظیفه ی هنر رو به انحطاط کشیده می شود.

بنیاد شعر بر رویاست و کار شعر به هم رخیتن روال عادات همیشگی موجود در اتفاقات و برانگیختن و بیان احساساتِ موجود در جهان پیرامون و جهان درونی انسان است؛البته با شیوه یی خاص یعنی آشنا زدایی و عادت زدایی در خلق تصویر و استفاده از کلمات در متن شعر همراه با سلاح خیال و ریا و بیان واقعیت اصلی حیات زندگی با تمام مقوله ها و پیشامدها و اتفاقاتش در لباسی دیگر.و شعر آینه دار رفتار و اتفاقات و تصویرها و ...نیست بلکه خود جهانی ست نو که متولد شده از درون جهانی دیگر و واقعیتی است اضافه شده بر اصل واقعی زندگی که در کسوت های متفاوتِ خیال و تصاویر، شگفتی و گاه هیجان و تفکر و پرسسش و لذت را به ارمغان می آورد.

در استنتاج مطلب باید بیان کرد که شعر خاص سرودن در مفهوم اصلی و واقعی آن که بابتش شرحی مختصر داده شد نه تنها آموختنی نیست بلکه به پیش تفکر و ایده یی ازقبل هم نیاز ندارد و یک نوع توانایی سحرآمیز و راز آلوده است که خود جوش بوده و از دورن ضمیرِضمیرِ ناخودآگاه هنرمند جوشان می شود و به هیچ وجه آموزشی و تجربی نخواهد بود و تنها اصول و قوانین اولیه ادبی و هر تجربه ی اکتسابی که در طول عمر شاعر کسب شده ذره یی در مکتوبات و کلام موزون او تاثیر گذار بوده اند؛که البته تاثیرات محیطی و اجتماعی که شامل نوعی ضربات بر روان شاعر و یا خالقِ شوق و ذوق و شناور شدن احساسات در درون شاعر هستند بیشترین تاثیر را در خلق شعر دارند.

((با تشکر از مجله فرهنگ امروز و استاد شفیعی کدکنی و استاد فرشاد فرشته حکمت))

اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد))...

ما را در سایت اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد)) دنبال می‌کنید

برچسب: شعر ناب و کوتاه,شعر ناب و زیبا,شعر ناب و عاشقانه, نویسنده: بازدید: 258 تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 0:22

صفحه بندی