ما از بهرِ حیات طالب و شیدا شده ایم
غرق در نیک و بدی زشت و شکیلا شده ایم
زین تخم وجود در غرق ضمیر
گه مفلس پست گه شاه فریبا شده ایم
در کل وجود وحدتِ احسان و شرار
ما چنین فارغِ دنیا شده ایم
نه طالب خیریم و نه حزن اندود بلا
کس ندانست که چطور ما خودِ دریا شده ایم
خرسندی اندیشه ی نو باز ببین
در مُلک فنا غرق تمنا شده ایم
نیست بر ارکه دولت ما طبع هوس
ز تمنای بدی دولت بینا شده ایم
آری هم خنده ی صدقیم و هم درد تناقض مدام
چو نقطه ی پرگار جهان مهر ثریا شده ایم
نرفت چشم فلک ز بیداری ما در خوابی
زین لطف هفت رنگ وجود چشم تماشا شده ایم
((آرام)) ز رندی و ز هر مسئله جویی رهی باز نشد
زان تخم سرنوشت یار پریسا شده ایم
اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد))...
ما را در سایت اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد)) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 210