در بین جبر و اختیار
گم گشته است وَهم و خیال
کفار کیشِ خوش دینی ست عجیب
این گم گشته در وَهم و خیال
گه خواب و گه بیدار شد
در کفر خویش ایمان شد
آمد پدید از او همی
کفری که خود ایمان شد.
این جا ببین خونی ز چشم
فران و حیران می رود
اندر میان جان جان
کوهی ز هر جمعیتی حیران و خیزان می رود.
گه نور و گه چاه آمده
خوشتر ز هر مه آمده
این را ببین این را ببین
گم گشته در وَهم و خیال خوش آمده خوش آمده
تازد همی دریای غم
با موج پُر خون آمده
طوفان خوش رویی ست این
در جان بی جان آمده
اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد))...ما را در سایت اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد)) دنبال میکنید
برچسب: جبران خليل جبران,جبريل,جبران خليل جبران النبي,جبر,جبر الخواطر,جبران باسيل,جبران خلیل جبران,جبرا ابراهيم جبرا,جبرائيل,جبريل الرجوب, نویسنده: بازدید: 250