ای هنرمند بلند بالای قبا پوش
عزلتت گوید هزاران داد خاموش
ای بیدادخوان مشهود،ای نغمه ساز باهوش
ز درد دل و دست گشته مدهوش
تو را افسانه ی عشقت گرفتند
شدی دُردی کش مدهوش مدهوش
تو را زخم زمانه زخمه زن کرد
که گفتی از بیات و درد باهوش
تویی بنشسته در کنج خرابات
فلک در زیر پا خلق را فراموش
ادیب فاخر شهر عارف
تو گویی از عماد و ضرب خودجوش
ز سوز سینه و درد دل خود
تو می گویی به زخمه وَه چه باهوش
حامد را چه فخری ست با تو بودن
که شهناز زمانی تو ای فریاد خاموش
اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد))...ما را در سایت اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد)) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 224