در صبح دلاویز بهار چه نسیمی آید
خبر صورت پنهان تو در عالمِ هستی آید
چه سکوتی ست در این صبح سپید
ز آن زمزمه ی شور و نشاطی آید
شور و شوقی ست تَجَلی در چکه ی آب
وصفش نتوان کرد ز سر چشمه ی آبی آید
خواندن قُمری و زمزمه ی خنده ی باد
هردو نکته ی شوقی ست ز شوری آید
چو در این صبح بهار می رود اسب خیال
رویایِ تو را بیند به هر سختیِ سنگ
همه جا پر شده است از وسوسه ی صافیِ آب
در آن ولوله ای ست ز حیات
چو پرواز پرنده شکند خلوت باد
آب نیز روان است در تنهایی خویش
چه نسیمی ست در این صبح دلاویز بهار
خورشید خنده کنان،ابر در سایه ی باد،با نسیمی آید
برچسب:
نویسنده: علی میرزایی