
شعر تلفیقِ زمان و مکان است در شرایطی گوناگون و تغیر پذیر؛ و در ماهیت خود ترکیب و تکمیلی از هنرهای گوناگون مانند موسیقی،نقاشی و ....شعر خوب و ناب شعریست که با ابزار اصلی خود یعنی ایماژ و تصویر و خیال که خودِ اینها در نظام خویش از اجزا و زیر مجموعه های دیگری مانندِ تشبیه،استعاره،کنایه،و بیان مطلب در رمز و رموز که برای به کار گیری ذهن و قدرتِ تفکرِ مخاطب مورد استفاده است پدیدار می شوند؛تا در دگرگونیِ واقعیت در ماهیتِ مستقلِ خود تفکر و ایده ای را به حرکت و تکاپو در آورند و این امر با بیان و بازنمایی...
ادامه مطلب
زیر سایه ی خورشید می چرخیم بی گمان می خندیم با امان گاه می گرییم ز تنگی جهان می گوییم ز روز همان با فصل می گردیم و می بوییم دست زمان نمی بینیم راز عیان هستیم تنهایِ بی نشان زین تکرار بی نصیب می رویم دوان....
ادامه مطلب
آدمی هنوز پی جُستن و زیستن حکایتی دیرینه و رسمی پیشینه هست آرزو نشان او همه جا،همه کس پُر ز آواز آرزو هدفها پنهان در راهروهای ذهن تَنشها سرازیر ز شیب خودخواهی من گمم دراین میان بالی دارم زیبا به نام تنهایی شکسته شد قفس تنگxa0 بد خواهی،ز پَر زدن بال تنهایی من گمم در کنج خانه ی فکر و شکیبایی چنان پرسد لاله چرا خونینم چنان پرسد نفسها را چرا گیرست گویم تنهایی بالی ست ز بینایی گمم در این کناره ی دورِ فرو رفته در نزدیکیهای خموش صدای نعره ی خودستاییها پیچید در این خاموش کر کرد گوش وحدتهای دور و نزدیکم ...
ادامه مطلب
xa0 زندگی را باید دید از تَهِ ژرفترین دره های عمیق تا بالای کهکشانهای پیرxa0 که می نگرند به بشر xa0سرگردان می چرخد میان فضاهای خیال در دشت سرخ بیان زندگی را باید چشید از طعمه شیرین رسیدن به هنر بی خویشی تا پای فرار از تلخی نفرتهای سیاه زندگی را باید فهمید از میان تک تک نفسهای درون می آید از آن بوی نیاز از تنی با صعود های معکوس خود زندگی را باید رفت از گذر گاه فصلها تا رسیدن به دشتی پُر از خاکها رسیدن را باید در خاک دید در کنار تلاطم خواهشها در کنار حسرت خواستن آرامش که پنهان است از تولد تا دم مر...
ادامه مطلب