
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0بنام آنکه گل را رنگ و بو داد xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 ز شبنم لاله ها را آبرو داد شعر کلامی است آهنگین و موزون که از نهاد آدمی برخاسته، تا در بیان شور و حال و ابراز عقیده و اندیشه و فاش کردن احساسات در تمام امور زندگی کمک رسان بشر باشد.شعر xa0مایه یِ تسکین و التیام استیحاش و گاه افزونی مسرات در انواع زمینه های موجود در زندگی مانند،معنویت،ارتباطات اجتماعی و انقلاباتِ روانی و روحی و...است.شعر زورقی است که آدمی با آن از امواجی که بر اثر ناهنج...
ادامه مطلب
ز کوچه ی تن نمی آید صدای آزادی مبحوس است سخن لاف عشق مرد همدردی در یاریِ فصل چنان پیچید بوی بت کده ی گمراهی هر تصور شد یقین هر تخیل حقیقت حزین در میان ،آدمی گم در فضای پوچ خودخواهی لبخند مرگ زدود گریه ی ناکامی باید گفت خستگی را با آهی درد را با سازی باید نوشت عشق را با قلم سفید بر سطح خاکستریِ خود بینی....
ادامه مطلب