
xa0 چه کسی در راه است؟ من ایستاده در غیاب پندار را باز دزدیدند چه کسی در راه است؟ من چنین در التهاب قدمش را xa0می بینی؟ از کجا تاکجاست؟! گویی فرار است ز خود، ز من،ز ما،زشما،ز تو بارش چیست؟ کوله بارش باز مصائب آه زین توشه ی پُر ناز کثیف رسد از ره با او. پایش به رنگ سیاهی آغشته چنان در ره سفیدِ امید جای پای گذاشت که امید لکِ دارxa0 شد رهش را میدانی؟از کجاست شروع؟ابتدا دارد؟ از مغبون است شروع تا مغموم است تمام چه کسی در راه است؟ xa0بازمن ایستاده با لرزش قلبم نگران که شاید خورده زمین گویی در ره خود ...
ادامه مطلب
من آزادم تو زندانی خسته ز هر بامم تو هر بامی نشیمن را بیزارم پَرهایم به بوی عشق آمیخته بالم را گشودن هاست بستن نمی آید نشستن را نمی خواهم حال آزادی،حال پرواز است،در تک تک پرهایم فرارم ز زندانی ،تو زندانی خواهانِ هر اوجم xa0در هوای پاک تنهایی سبک بی بال و پَر آزاد خواهم رها گردم میان ابرهای خیالاتی رسیدن در بی نهایتها آرزوی دیرینم افلاک را جویم ،زمینت را نمی پویم ز عشق پریدنها بیدارم xa0و بیدارم پریدن به هر سویی،نباشد نشان زندانی تو زندانی....
ادامه مطلب