
شعر تلفیقِ زمان و مکان است در شرایطی گوناگون و تغیر پذیر؛ و در ماهیت خود ترکیب و تکمیلی از هنرهای گوناگون مانند موسیقی،نقاشی و ....شعر خوب و ناب شعریست که با ابزار اصلی خود یعنی ایماژ و تصویر و خیال که خودِ اینها در نظام خویش از اجزا و زیر مجموعه های دیگری مانندِ تشبیه،استعاره،کنایه،و بیان مطلب در رمز و رموز که برای به کار گیری ذهن و قدرتِ تفکرِ مخاطب مورد استفاده است پدیدار می شوند؛تا در دگرگونیِ واقعیت در ماهیتِ مستقلِ خود تفکر و ایده ای را به حرکت و تکاپو در آورند و این امر با بیان و بازنمایی پدیده های جهان پیرامون و عادت وار و واقعیتِ اصلی زندگی هویدا نمی شود؛یعنی شعر هنری نیست که جهانِ اصلی و روزمزه ی انسان را در همان مسیرِ واقعیِ خویش به تصویر بکشد و با تکرار مسائل عامیانه و روزمره در ...
ادامه مطلب
((ای مطرب خوش روی ما)) سازی بزن بر خوی ما فران شود هر جوی ما روشن شود هر کوی ما ای مطرب خوش احسان ما سازی بزن بر جان ما روشن شود اذهان ما سازی بزن ای مطربا مستان شویم گریان شویم چو دیوانگان پران شویم در انجمن عاشقان آتش شویم روشن شویم فارغ زاین و آن شویم ای مطربا سازی بزن بر احوال ما ناری بزن تا خود زخود بیرون کنیم شهر را زرقص افسون کنیم آزاد شویم از ما و من حیران میان جان و تن سازی بزن ای مطربا تا جامه ی خود بر دریم سینه ز کینه برکَنیم ای مطرب خوش احسان ما سازی بزن بر درمان ما گردون شود ارزان ما سازی بزن ا ی مطربا آفتاب و مهتاب وَر دریم افلاک را برسر نهی...
ادامه مطلب
زندگی را باید دید از تَهِ ژرفترین دره های عمیق تا بالای کهکشانهای پیر که می نگرند به بشر سرگردان می چرخد میان فضاهای خیال در دشت سرخ بیان زندگی را باید چشید از طعمه شیرین رسیدن به هنر بی خویشی تا پای فرار از تلخی نفرتهای سیاه زندگی را باید فهمید از میان تک تک نفسهای درون می آید از آن بوی نیاز از تنی با صعود های معکوس خود زندگی را باید رفت از گذر گاه فصلها تا رسیدن به دشتی پُر از خاکها رسیدن را باید در خاک دید در کنار تلاطم خواهشها در کنار حسرت خواستن آرامش که پنهان است از تولد تا دم مرگ آدمی تنهاست تنهای یک باور چون تشنگی شاید نیاز آدمی تنهاست میان خو...
ادامه مطلب