اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد))

متن مرتبط با «ره تورز» در سایت اشعار و سرودهای علیرضا مهرپرور ((حامد)) نوشته شده است

قطره اشک

  • نیلوبلاگ

    xa0 بوسه طلبیدم ز لبت جانم سوخت شوقم ز عطر عشق توست ز گُلاب نیست دلم به یاد تو کند فغان ز حسن گُل گل نشانه ی رویِ تو این سراب نیست محبت تو کشد مرا به راه وفا وَرنه من ز تو غافل و عهدم سراب نیست به جَهدِ عقل ناقص کنم فرار ز کوی تو xa0آرزویِ دیدنت که خواب نیست چمن ز حُسن لطافت به خود بیند گُل به دشت محبت هزارلاله ی جان زآب نیست چو در خیال خویش گذر کنم ز روی تو روم xa0ز خود ، مستیم ز شراب نیست گویند عقل ز کف داده xa0و دیوانه شدم خلق نپسندند این صفت،به زمانه باب نیست ز دیده ی من به روی تو هر که نگری...

    ادامه مطلب
  • رقص خاطره

  • نیلوبلاگ

    مرا جانب به راهیست خاطر می رقصد در آن توشه ی خویشتن داری به بادست در آن راهیست عجیب تضمین سعادت مرده یا رفته ز دست انتهایش چه غریب آبادی ست ،عبث آهxa0 ز ین ره دور هلهله ی رسوایی من نشان است ز دور xa0...

    ادامه مطلب
  • ره تو

  • نیلوبلاگ

    xa0 چه کسی در راه است؟ من ایستاده در غیاب پندار را باز دزدیدند چه کسی در راه است؟ من چنین در التهاب قدمش را xa0می بینی؟ از کجا تاکجاست؟! گویی فرار است ز خود، ز من،ز ما،زشما،ز تو بارش چیست؟ کوله بارش باز مصائب آه زین توشه ی پُر ناز کثیف رسد از ره با او. پایش به رنگ سیاهی آغشته چنان در ره سفیدِ امید جای پای گذاشت که امید لکِ دارxa0 شد رهش را میدانی؟از کجاست شروع؟ابتدا دارد؟ از مغبون است شروع تا مغموم است تمام چه کسی در راه است؟ xa0بازمن ایستاده با لرزش قلبم نگران که شاید خورده زمین گویی در ره خود ...

    ادامه مطلب