
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0بنام آنکه گل را رنگ و بو داد xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 ز شبنم لاله ها را آبرو داد شعر کلامی است آهنگین و موزون که از نهاد آدمی برخاسته، تا در بیان شور و حال و ابراز عقیده و اندیشه و فاش کردن احساسات در تمام امور زندگی کمک رسان بشر باشد.شعر xa0مایه یِ تسکین و التیام استیحاش و گاه افزونی مسرات در انواع زمینه های موجود در زندگی مانند،معنویت،ارتباطات اجتماعی و انقلاباتِ روانی و روحی و...است.شعر زورقی است که آدمی با آن از امواجی که بر اثر ناهنج...
ادامه مطلب
مرا جانب به راهیست خاطر می رقصد در آن توشه ی خویشتن داری به بادست در آن راهیست عجیب تضمین سعادت مرده یا رفته ز دست انتهایش چه غریب آبادی ست ،عبث آهxa0 ز ین ره دور هلهله ی رسوایی من نشان است ز دور xa0...
ادامه مطلب
در شهر پُر درخت در برگ ریزان پاییز می لغزد باد به لطافت خندیدن آب ریز در این میانه ایستاده شُکوه زندگی تبسم پاییز xa0می لرزاند دلمxa0 را می خنداند تنم را باز هم باد می کند آواز باز هم من خاموش و بی دلیل می نگرم به باد، خندم به قطره ی آب در شهر پُر درخت شب دارد سایه خیال گمم در وسعت خیال در شهر پر درخت تنیده است صوت مهر در خواب برگ رنگ شبنم ناز نشسته بر جان برگ در شهر پُر درخت همه شاد و مست هوای دویدن در سر درخت هوای چشیدن در مزاج خاک صاف پُر دلیل می لغزد باز باد. xa0...
ادامه مطلب