
xa0پدرسکوت لب باز کرد و گفت: من ز خنده ی ترس در عجبم در دل من قهقهه می زند دل من ساکن و بی رمق در خراش از خنده ی ترس غمگین است. ترس گفت: من تو را نرنجانم ،نترسانم،می نهارانم* تو خود بخند به من تو بخند به خنده ی من ز خنده ی تو شوم پنهان. xa0 xa0 ((از مخاطبین عزیزی که این متن را مطالعه می کنند؛در خواست دارم؛اگر از ریشه ی این لغت((می نهارانم)) که بنده به مفهوم ((راندن)) از خویش در این متن استفاده کردم؛اطلاعاتی دارند و معنی دقیق تر و صحیح تری می دانند؛بنده را نیز مطلع کنند.))...
ادامه مطلب
xa0 ((ای مطرب خوش روی ما)) سازی بزن بر خوی ما فران شود هر جوی ما روشن شود هر کوی ماxa0xa0xa0xa0 ای مطرب خوش احسان ما سازی بزن بر جان ما روشن شود اذهان ما سازی بزن ای مطربا مستان شویم گریان شویم چو دیوانگان پران شویم در انجمن عاشقان آتش شویم روشن شویم فارغ زاین و آن شویم ای مطربا سازی بزن بر احوال ما ناری بزن تا خود زخود بیرون کنیم شهر را زرقص افسون کنیم آزاد شویم از ما و من حیران میان جان و تن سازی بزن ای مطربا تا جامه ی خود بر دریم سینه ز کینه برکَنیم ای مطرب خوش احسان ما سازی بزن بر درمان ما گ...
ادامه مطلب