
xa0 ((ای مطرب خوش روی ما)) سازی بزن بر خوی ما فران شود هر جوی ما روشن شود هر کوی ماxa0xa0xa0xa0 ای مطرب خوش احسان ما سازی بزن بر جان ما روشن شود اذهان ما سازی بزن ای مطربا مستان شویم گریان شویم چو دیوانگان پران شویم در انجمن عاشقان آتش شویم روشن شویم فارغ زاین و آن شویم ای مطربا سازی بزن بر احوال ما ناری بزن تا خود زخود بیرون کنیم شهر را زرقص افسون کنیم آزاد شویم از ما و من حیران میان جان و تن سازی بزن ای مطربا تا جامه ی خود بر دریم سینه ز کینه برکَنیم ای مطرب خوش احسان ما سازی بزن بر درمان ما گ...
ادامه مطلب
xa0 تاریکی بر روی تاریکی کشیده شد پردهایی به رنگ خاموشی تابوتهایی بی رنگ در صَفَند انوار گمراهی ز چهره های اجساد مُنَور من مرگ را می بینم در تو زنده ی مرده نعره ی دروغ فضایت را گرفت فریب بر روی فریب صدای هیچ کس در نمی آید رمق مبارزه خفه شد شکست بازارش داغ غمی سالهاست رقصان است خنده ها در پشت کوهِ پنهان لانه کردند میدان شهر آغشته به خون سیاه رود میرود به دریای خشکساری من مرگ را می بینم در تو زنده ی مرده دلم را قفل کردند مرا خبرم نیست دلها قُفلَند هیچ سبزی نپرسد سبزه زارم کو دوقُلِ سکوت چنان می نو...
ادامه مطلب